سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
یادداشت ثابت - دوشنبه 91 دی 5 :: 9:51 صبح ::  نویسنده : امیرحسین باباخانی

شاید این جمعه بیاید شاید          پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پایکوبان می روم         بردر سلطان خوبان میروم

می روم بار دگر مستم کند          بی سر وبی پا وبی دستم کند




موضوع مطلب : امام عصر(عج)


شنبه 93 فروردین 30 :: 4:22 عصر ::  نویسنده : امیرحسین باباخانی

بسم الله الرحمن الرحیم

رجب علی خیاط  

کاری از امیر حسین باباخانی 101

 

 

 

زندگینامه شیخ رجب علی خیاط
عبد صالح خدا رجبعلی نکوگویان مشهور به « جناب شیخ » و شیخ رجبعلی خیاط  در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » یک کارگر ساده بود. هنگامی که رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت


از دوران کودکی از قول مادرش

موقعی که تو را در شکم داشتم شبی [ پدرت غذایی را به خانه آورد] خواستم بخورم دیدم که تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شکمم می‌کوبی، احساس کردم که از این غذا نباید بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم....؟  پدرت گفت حقیقت این است که این ها را بدون اجازه از مغازه ای که کار می‌کنم آورده‌ام!من هم از آن غذا مصرف نکردم 

طرز لباس پوشیدن شیخ رجب علی خیاط
لباس جناب شیخ بسیار ساده و تمیز بود، نوع لباسی که او می‌پوشید نیمه روحانی بود، چیزی شبیه لباده روحانیون بر تن می‌کرد و عرقچین بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت
نکته قابل توجه این بود که او حتی در لباس پوشیدن هم قصد قربت داشت، تنها یک بار که برای خوشایند دیگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شیخ خود این داستان را چنین تعریف می‌کند
 
نفس اعجوبه است، شبی دیدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پیدا کنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم که عصر روز گذشته که یکی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشایند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم

 


جناب شیخ دنبال غذاهای لذیذ نبود، بیشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سیب زمینی و فرنی استفاده می‌کرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خمیده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت همیشه غذا را با اشتهای کامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب یکی از دوستان که دستش می‌رسید میگذاشت


هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و دیگران هم به احترام ایشان سکوت می‌کردند. اگر کسی او را به مهمانی دعوت می کرد با توجه، قبول یا رد می‌کرد، با این حال بیشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌کرد.از غذای بازار پرهیز نداشت، با این حال از تأثیر خوراک در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست 

                             

 

شغل شیخ رجب علی خیاط
خیاطی یکی از شغلهای پسندیده در اسلام است. لقمان حکیم این شغل را برای خود انتخاب کرده بود.جناب شیخ برای اداره زندگی خود، این شغل را انتخاب کرد و از این رو به « شیخ رجبعلی خیاط » معروف شد. جالب است بدانیم که خانه ساده و محقر شیخ، با خصوصیاتی که پیشتر بیان شد، کارگاه خیاطی او نیز بود.
یکی از دوستان شیخ می‌گوید: فراموش نمی‌کنم که روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی که از ضعف رنگش مایل به زردی بود. قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت کنید، حال شما خوب نیست. فرمود عیال و اولاد را چه کنم؟

 

وفات شیخ رجب علی خیاط
سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.

 

 

 

 

 

 

 

کرامت های رجب علی خیاط

پیشگویی

شیخ در عالم سیاست نبود، اما با رژیم منفور پهلوی و سیاستمداران حاکم آن به شدت مخالف بود.یکی از فرزندان شیخ می‌گوید: در 30 تیر سال 1330 هجری شمسی وقتی شیخ وارد منزل شد، شروع کرد به گریه کردن و فرمود

حضرت سید الشهدا(ع) این آتش را با عبایشان خاموش کردند و جلوی این بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در این روز خیلی ها را بکشند؛ آیت الله کاشانی موفق نمی‌شود ولی سیدی هست که می‌آید و موفق می‌شود
پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است


ناصردین شاه در برزخ
در رابطه با وضعیت ناصرالدین شاه قاجار در عالم برزخ، یکی از شاگردان شیخ از ایشان نقل کرد: روح او را روز جمعه‌ای آزاد کرده بودند و شب شنبه او را با هل به جایگاه خود می‌بردند، او با گریه به مأموران التماس میکرد و میگفت:« نبرید ». هنگامی که مرا دید به من گفت: اگر می‌دانستم جایم این جاست در دنیا خیال خوشی هم نمی‌کردم


ستایش از پادشاه ستمکار
جناب شیخ، دوستان و شاگردان خود را از همکاری با دولت حاکم ( پهلوی) و به خصوص از تعریف و تمجید آنان بر حذرمیداشت. یکی از شاگردان شیخ از وی نقل کرده‌است که فرمودروح یکی از مقدسین را در برزخ دیدم محاکمه می‌کنند و همه کارهای ناشایسته سلطان جایر زمان او را در نامه عملش ثبت کرده و به او نسبت می‌دهند. شخص مذکور گفت: من این همه جنایت نکرده‌ام.
به او گفته شد: مگر در مقام تعریف از او نگفتی: عجب امنیتی به کشور داده‌است؟
گفت: چرا
به او گفته شد: بنابر این تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به این جنایات دست زد

امیرحسین باباخانی

باتشکر از دبیر گرامی آقای عیوقی      

 




موضوع مطلب :


شنبه 93 فروردین 30 :: 4:19 عصر ::  نویسنده : امیرحسین باباخانی

دانلود پاور پوینت شیخ رجب علی خیاط

کلیک کنید

دانلود ورد رجب علی خیاط

کلیک کنید




موضوع مطلب :


یکشنبه 92 مهر 21 :: 5:24 عصر ::  نویسنده : امیرحسین باباخانی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خود شناسی 

 

خود شناسی


 

تهیه وتحقیق : امیرحسین باباخانی


معنی کلمه خودشناسی

 

خودشناسی درلغت به معنی:اطلاع برخود_شناخت خود_عارف بنفس خود

 

خود شناسی در کلام بزرگان

 

خودشناسی را مایه ? بزرگ دان . (خواجه عبدا? انصاری)  
خودشناسی خداشناسی است ، نظیر: من عرف نفسه فقد عرف ربه
محمدتقی مصباح یزدی  می گوید:برای موجودی که فطرتاً دارای حب ذات است، کاملاً طبیعی است که به خود بپردازد و در صدد شناختن کمالات خویش و رسیدن به آنها باشد. از این رو درک ضرورت خودشناسی ، نیازی به دلیل های پیچیده ی عقلی و نقلی ندارد. غفلت از این حقیقت و سرگرم شدن به چیزهایی که در کمال و سعادت آدمی مؤثر نیست، امری غیر طبیعی و انحراف آمیز است که باید علتش را جستجو کرد و راه سلامت و نجات از آن را شناخت. همه ی تلاشهای انسانی اعم از علمی و عملی، برای تأمین لذایذ و منابع و مصالح وی انجام می گیرد. پس شناختن خود انسان و آغاز و انجام او و همچنین کمالاتی که ممکن است به آنها نایل گردد، مقدم بر همه ی مسائل، بلکه بدون شناختن حقیقت انسان و ارزش واقعی او، دیگر بحث ها و تلاش ها بیهوده و بی پایه است.1
قرآن فراموش کردن نفس را لازمه ی فراموش کردن خدا و به منزله ی عقوبت این گناه معرفی می فرماید: «و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم؛2 مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم خودشان را از یادشان برد.»
امیر المؤمنین(ع) نیز می فرماید : «در شگفتم از کسی که خود را نمی شناسد، چگونه می خواهد پروردگارش را بشناسد؟!»
اسلام بر خلاف سایر ادیان، به شناخت انسان اهمیت بسیار زیادی داده و وی را به شناخت خویش سفارش کرده است تا بتواند راه صحیح و سعادت را انتخاب کند.
علامه طباطبائی (ره) می فرماید: «ترغیب خداوند مؤمنان را به ملازم بودن به خویشتن که همان حفظ کردن راه هدایت است، می فهماند راهی که لازم است انسان ها بپیمایند، راه خویشتن است که ایشان را به شناخت خداوند و سعادت حقیقی می رساند».3
ولتر گونتگهام می گوید: «کسی که توانست قسمت مهم از وقت خود را در اختیار داشته و از آن استفاده کند، راه تسلط بر خویشتن را به دست آورده است»4.
خودشناسی اولین قدم در راه پیشرفت قوای بشری است، پس اگر بخواهیم از نیروی خود و فرصت های زندگی حداکثر استفاده را از زندگی بکنیم، لازم است قبل از هر چیز به مواهب و استعدادهای خود نظری بیفکنیم و آنها را بشناسیم. امام صادق(ع) می فرماید: «ای انسان! تو طبیب خویشتن قرار داده شده ای و دردها برای تو بیان شده است و به دواهای آن دردها راهنمایی شده ای».
مهماتا گاندی می گوید: «در جهان فقط یک شناسایی وجود دارد و آن، شناسایی خود است، ... (و) هر کس خود را شناخت، خدا را شناخته و جهان را»5.
امیر المؤمنین علی(ع) می فرماید: «آغاز دین داری، شناخت خداست، کمال شناخت او، تصدیق وجود اوست، نهایت معرفت، شناخت خود است»6.
پیامبر اسلام(ص) می فرمایند: «با ایمان ترین شما با شناخت ترین شماست»7.
معیارهای اصلی خودشناسی از نظر اسلام
قرآن برای خدا شناسی حساب جداگانه ای باز کرده است؛ به این معنا که سراسر عالم خلقت را آیه و درس برای خداشناسی قرار داده است؛ همچنان که برای نفس انسان هم حساب جداگانه ای باز کرده؛ یعنی آموزندگی هایی بالاتر و بیشتر از آنچه که مثلا درختان دارند، برای انسان در نظر گرفته است.
1- عزت و کرامت: پیامبر(ص) می فرماید: « من برانگیخته شدم تا مایه های ارجمندی و بزرگواری انسان را به حد کمال برسانم»8.
منظور از کرامت و ارجمندی این است که انسان در مسیر خودسازی، برخی از کارها را که با کرامت و ارجمندی و مقام انسانی خویش ناسازگار می یابد و موجب زبونی و ذلت است ترک کند. در مقابل، به کارهای نیک و پسندیده از قبیل احسان، گذشت، عفاف، استقامت و ... روی بیاورد.
2- تقرب به خدا: کار پسندیده کاری است که انسان را به خدا نزدیک کند. هر اندازه که صفات کمال و فضایل اخلاقی در انسان بیشتر باشد، به همان اندازه مقرب به درگاه خداوند می شود.
ازامام صادق(ع) روایت شده است: «خدای بزرگ پیامبران را به مکارم اخلاقی (خوبی های بزرگوارانه) اختصاص داده است. هر کس این خصلت ها را داراست، خدای را بر چنین مرحمتی سپاس گزارد، و هر کس چنین خوبی هایی ندارد، با التماس از پیشگاه خدا در خواست کند»9.
خودشناسی، غایت و نهایت شناخت هاست که به شناخت خداوند حکیم منتهی می شود. در کلام معصومین(ع) آمده است که خودشناسی، نافع ترین معارف است و نیز آمده است: هر کس خود را بشناسد، خدای متعال را خواهد شناخت. از این رو خود شناسی، برترین حکمت ها و سودمند ترین شناخت هاست. نادان ترین مردم کسانی اند که خود را نمی شناسند.

 

خودشناسی

 

انسان دارای دو جنبه است: 

 

1.                                                             جنبه ی مادی که نیازهای جسمی انسان مانند نیاز به آب، غذا، مسکن، پوشاک و غیره را شامل می شود.  `
جنبه ی معنوی که نیازهای روحی و روانی انسان را تشکیل می دهد.
فطرت خود شناسی، نیاز فطری انسان به معنویت و تکامل است.
خودشناسی حد و مرزی ندارد.خود شناسی، رابطه ی انسان با دنیای شکوفایی استعدادهای انسان، شناخت خویش است. خود شناسی، رابطه ی انسان را با دنیای بیرون بهتر برقرار می کند و با حواس و نیروهای خود به شناخت بهتری از زندگی می رسد.
خودشناسی چیست؟
خود شناسی یعنی تهذیب و تزکیه ی نفس و مبارزه با رذایل اخلاقی و حرکت در مسیر تکامل اخلاق فاضله.
برای کسب آگاهی، بروز استعدادها، تقویت اراده و اعتماد به نفس و داشتن افکار مثبت و واقع بینانه، خودشناسی لازم است. همچنین حرکت به سوی معبود، کمال و پرواز به سوی ابدیت و رسیدن به اوج ملکوت با خود شناسی میسر است.
راه های خودشناسی
1.مطالعه در آیات و روایات
از مهم ترین راه های شناخت نفس ، مطالعه در آیات و روایات مربوط به معرفت نفس است، زیرا پر بارترین منبع اطلاعاتی برای شناخت نفس، روایات هستند. البته این مطالعه باید به صورت مداوم و مکرر انجام شود و درباره ی آنها تفکر لازم صورت پذیرد تا به نتیجه ی دلخواه برسد. در این قسمت به مطالعه ی برخی از آیات و روایات درباره ی شناخت نفس می پردازیم.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم؛10 همانا خدا تغییر نمی دهد آنچه را که از آن مردم است تا وقتی که خودشان تغییر دهند»؛ یعنی اگر افراد جامعه بخواهند خودشان را بشناسند و آینده ی خود را به آینده ای روشن مبدل کنند، خواهند توانست این کار انجام دهند. پیامبر(ص) می فرماید: «اذا اراد الله بعبد خیراً فقّهه فی الدین و زهده فی الدنیا و بصره عیوبه؛11 وقتی خدا درباره ی کسی اراده ی خیر فرماید ، وی را در کار دین دانا می کند، به دنیا و علایق مادی کم اعتنایش می کند، و او را به عیوب اخلاقی اش بینا و آگاه می سازد». امام علی(ع) می فرماید: «بیناترین مردم کسی است که عیوب و نقایص خود را ببیند و گناهان خود را ترک گوید»12.
3- مطالعه در کتابهای معرفت نفس
یکی دیگر از راه های به دست آوردن خودشناسی، مطالعه در آثار و نوشته های بزرگان فلاسفه، عرفا، محققان، نویسندگان و کسانی است که در راه معرفت نفس قلم به دست گرفته اند.
علامه طباطبائی می فرماید: «علم النفسی که صاحب نظران آن را تدوین کرده اند، هیچ فایده ای برای شناخت نفس ندارد»13
4- تفکر در نفس
تفکر ، یکی دیگر از راه هایی است که انسان را به خودشناسی و معرفت نفس می رساند. قرآن کریم می فرماید: «و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلاتبصرون؛14 در زمین و نفس های شما، نشانه هایی برای اهل یقین وجود دارد، آیا با بصیرت نمی نگرید؟».
«معلوم می شود که نفس، یک کتاب بزرگی است که آیات و حقایق فراوانی در آن وجود دارد . مطالعه در این کتاب نفیس به تفکر در آن است. سواد خواندن نمی خواهد، سواد تفکر می خواهد. باسواد واقعی کسی است که این کتاب گوهر بار را مطالعه کند و از هر صفحه ی آن به خرمن های معارف انفسی دست یابد»15 قرآن می فرماید: «قسم به نفس و آنکه او را به کمال آفرید و شر و خیر خویش را به او الهام کرد.»16
5- تزکیة نفس
از جمله راه های خودشناسی ، تزکیه ی نفس است . خودشناسی که یکی از آرزوهای انسان های سالک است جز در سایه ی تزکیه ی نفس حاصل نمی گردد، چرا که تزکیه ی نفس، ملازم همه ی راههایی است که منجر به خودشناسی می شود.
علامه طباطبایی می فرماید: «بدان که معرفت نفس یک مطلوب عملی است که کمال معرفت آن، جز از راه سلوک عملی حاصل نمی شود».17 تزکیه ی نفس امر مهمی است که یکی از اهداف انبیا برای مبعوث شدن ایشان است؛ همچنانکه در سوره جمعه می فرماید: «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه».18
موانع خودشناسی
موانع خودشناسی تقریباً با آفات خودشناسی شباهت دارند، اما ما در اینجا علاوه بر آفات، به چند مورد از این موانع و عوامل به صورت خلاصه اشاره کرده و درباره ی هر یک توضیح مختصری می دهیم.
1- سنت گرایی و گذشته نگری:
این حالت به خودی خود در انسان وجود دارد و او را تسلیم گذشتگان و نیاکان کرده و از شناخت واقعی «خود» دور می کند. قرآن انسان را در برابر این حالت به استقلال فکر دعوت، و تقلید کورکورانه را از نیاکان شدیداً محکوم می کند. قرآن می فرماید:
«و همچنین ما پیامبرو بیم دهنده ای را نفرستادیم پیش از تو در روستا و شهری، مگر آنکه زورمندانشان گفتند: ما پدران و گذشتگان خود را بر روشی یافتیم و از آن روش پیروی می کنیم، و آن رسول به آنها گفت: آیا از گذشتگان کورکورانه پیروی می کنید اگر چه من برای شما روش و طریقه ای راهنماتر آورده باشم؟»19
1- شخصیت گرایی:
یکی از موانع خودشناسی، مجذوب شخصیت ها و سردمداران بزرگ شدن است . این نیز یک نوع تقلید بی اساس بوده و موجب رکود فکر می شود. قرآن می فرماید: «وقالوا ربّنا انا اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلونا السبیلا؛20 مردمی که از این راه گمراه شده اند در قیامت می گویند: پروردگارا، ما مطیع بزرگان و پیشوایان خود بودیم، پس ما را به گمراهی کشاندند.»
حزب گرایی و خود را ملتزم کردن ودر حصار چهار چوب حزبی قرار دادن نیز یک نوع قالب گرایی است که توجه انسان را از خویشتن بازداشته و بسیاری را نیز گمراه خواهد کرد.
2- پیش داوری:
یکی از موانع و عوامل بازدارنده ی شناخت صحیح از خود، پیش داوری و دگم اندیشی است؛ یعنی انسان آنچه را قبلا فکر کرده و آن را اندازه گرفته و پسندیده، همان را معیار قرار دهد و اصلا فکر نکند که ممکن است به خطا رفته باشد. قرآن دربارة «ولید بن مغیره» که مردی لجوج و متکبر بود، می فرماید : «او فکر کرد در حالی که قبلا اندازه گرفته بود، مرده باد! چگونه اندازه گرفته بود و باز هم مرده باد که چگونه اندازه گرفته بود؟»21
3- عجب و خودبینی:
یکی دیگر از موانع خودشناسی ، خودمحور بودن و خودبینی است . امام صادق(ع) فرمود: «کسی که در مورد خود و کارش، خودبین باشد، از راه مستقیم هدایت منحرف شده و چیزی را که شایسته ی آن نیست، ادعا کند.»22
4- هواهای نفسانی:
از بزرگ ترین موانع خودشناسی، پیروی از هوس های نفسانی است، چه آنکه طغیان غرایز نفسانی و حیوانی، جنبه های فکری و عقلی را تحت سلطه ی خود قرار می دهد. حضرت علی (ع) می فرماید: « شما را از دو چیز بیشتر از هر چیز می ترسانم: 1. پیروزی از هوای نفس؛ 2. آرزوی دراز،
اما پیروزی از هوای نفس ، مانع شناخت و وصول به حق می شود. و اما آرزوی دراز موجب فراموشی جهان پس از مرگ می گردد.»23
5- وابستگی ها:
علاقة بیش از حد و آرزوهای دراز، یک نوع وابستگی می آورد و وابستگی یکی از موانع خودشناسی و فهم صحیح از خود است؛ مانند وابستگی به دنیا و علاقه ی مفرط به چیزی، و آرزوی دراز. امام علی (ع) می فرماید: «کسی که به دنیا از دریچه ی وسیله بنگردد او را بینا می کند، و کسی که دنیا را هدف قرار دهد، او را کور می سازد.»24
و درباره ی آرزوی دراز می فرماید: « بدانید آرزوهای دور و دراز، عقل را غافل و یاد خدا را به دست فراموشی می سپارند.»25
به طور کلی هر گونه عواملی که استقلال فکر و آزاد اندیشی را از انسان بگیرد، باید آن را از سر راه خود شناسی برداشت؛ مانند غرب زدگی و شرق زدگی، غرور کاذب، غذای حرام و ... شعار نخستین اسلام (لااله الا الله) به همه ی این امور اشاره دارد؛ یعنی نخست انسان باید خود را از همة این عوامل بازدارنده پاک سازد تا بتواند حقیقت خویش را دریابد و وقتی حقیقت خویش را یافت، به شناخت حقیقی که همان شناخت خداوند است، می رسد.
بهترین دوران خودشناسی
دوران نوجوانی و جوانی ، بهترین دوران خودشناسی و طی مسیر کمال است، زیرا در این سنین هنوز شخصیت انسان شکل ثابتی به خود نگرفته و صفات و خصوصیات مذموم و عادات زشت در روح انسان رسوخ کامل پیدا نکرده است و از این رو می توان با زحمت کمتری در جهت تزکیه به موفقیت های شایانی دست یافت. از طرف دیگر، در این سنین انسان قدرت سرشاری برای مبارزه با این صفات در اختیار دارد. بنابراین، دوران جوانی بهترین موسم تربیت و خودشناسی است.
روش عملی برای خودسازی اخلاقی
صفات اخلاقی در انسان به دو صورت فعال و غیر فعال وجود دارد:
1. صفات فعال: صفاتی هستند که به علت فراهم بودن شرایط، به ظهور رسیده اند. شناخت این صفات کار مشکلی نیست. اگر شخص منصفانه به بررسی احوال درونی خود بپردازد و اعمال خود را دقیقاً بررسی کند، می تواند این صفات را در خود تشخیص دهد.
2. صفات غیر فعال: صفاتی هستند که یا به جهت ضعف، وجودشان چندان محسوس نیست و یا به صورت استعداد بوده اما به علت این که هنوز شرایط لازم برای ظهور و تقویت آنها فراهم نیامده، حالت کمون دارند. این قبیل صفات که در وجود انسان زمینه ی آماده ای برای رشد و پرورش دارند، به محض آماده شدن شرایط، شروع به رشد نموده و به فعلیت می رسند.
شناسایی خصوصیات روحی و استعدادهای مثبت یا منفی، از آن جهت اهمیت دارد که اگر انسان از وجود آنها در درون خود غافل باشد، نه قادر به بهره برداری صحیح از استعدادهای مثبت می شود و نه به موقع به مقابله با استعداد های منفی می رود.
پی نوشت ها:
1. برگرفته از : محمدتقی مصباح یزدی، خودشناسی و خودسازی، ص 8-9.
2. حشر ، آیة 19.
3. به نقل از : انسان شناسی، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه ، ص 9-11.
4. دکتر الف. س. ماردن ، اسرار خوشبختی ، ترجمة محمد علی خلیلی.
5. مرتضی مطهری، فلسفة اخلاق، ص 196.
6. جلوه های حکمت ، ص 549 و 550.
7. میزان الحکمه، ج 6، ص 131.
8. سید محمد حسینی بهشتی، محمد جواد باهنر ، علی گلزاده ، شناخت اسلام.
9. به نقل از شناخت اسلام، ص 226-227.
10. رعد، آیة 11.
11. نهج الفصاحه، ص 26.
12. غرر الحکم و درر الکلم، ص 187.
13. المیزان، ج 6، ص 208، ذیل آیة 105 سورة مائده.
14. ذاریات ، آیه 21.
15. محمد رضااکبری، معرفت نفس درنگاهی نو، ص 32.
16. شمس، آیات 7 و 8.
17. المیزان ، همان.
18. جمعه، آیة 3.
19. زخرف، آیات 22 تا 24.
20. احزاب ، آیة 67.
21. مدثر ، آیة 17 تا 20.
22. برگفته از کتاب اخلاق و بینش اسلامی دورة کاردانی تربیت معلم.
23. نهج البلاغه ، خطبة 42.
24. همان، حکمت 81.
25. همان ، خطبة 86.

 

WWW.313MONJI.PARSIBLOG.COM

 

ایمیل من :a_hosein_77  @mailfa.com                                        

منبع:  1farakav.com                                    

 

 




موضوع مطلب :


چهارشنبه 92 مهر 17 :: 10:2 عصر ::  نویسنده : امیرحسین باباخانی

 

بلوغ پسران

 

یکی از باشکوه ترین بهترین ودر عین حال مشکل ترین مرحله ی عمر انسان بلوغ است زیرا فرد از دنیای کودکی خارج شده وبه دنیای واقعیت ها پا می گذارد. بلوغ به معنی رسیدن به سن رشد است . به عبارتی دیگر مجموعه تغییرات جسمی و روحی که بین کودکی وبزرگسالی رخ می دهد بلوغ می گویند. در مرحله بلوغ تغییر وتحولات آن قدر پر شتاب است که موجب می شود طی چند سال کودک دیروز به قامت انسان بزرگسال در آیدو حتی در مرحله اوّلیه آن تکامل جسمی انسان هم به هم می خورد و شکل واندازه و وزن او تغییر می کند. هیپو فیز :این هورمون مرکز فرماندهی بلوغ می باشد وهمه تغییرات این دوره را عهده دار است. غده تیروئید:هور مونی که از این غده ترشح می شود (تیروکسین)نام داردکه در سوخت وساز سلول ها وبافت های بدن نقش دارد و اختلال دراین هورمون باعث تاخیر بلوغ ویا بلوغ زود رس می شود. تغییرات دوران بلوغ تغییردر اندازه بدن:رشد وتکامل استخوان ها وعضلات که بیشتر آن درشانزده سالگی است. تغییر در اندام بدن:تغییر ورشدوتکامل صفات اولیه جنسی تولید غدد جنسی مردانه تولید اسپرم. تغییر ورشد وتکامل صفات جنسی صفات ثانویه جنسی:با رویش موها بزرگ شدن بیضه ها رویش موی صورت زیر بغل زبر شدن پوست فعالیت غدد چربی وبروز جوش های صورت. و تغییراتی مانند تغییر قد تغییر وزن تغییر صدا تغییر رشد عضلات زمان تقریبی بلوغ بلوغ جسمی :10تا14سالگی بلوغ روانی:14تا 18 سالگی بلوغ عقلی: 14تا 18سالگی بلوغ دینی:اتمام15سال قمری نشانه های رسیدن به بلوغ 1-احتلام وخروج مایعی به نام منی که از دستگاه تناسلی 2-درآمدن موی زبر درناحیه شرمگاهی 3-رسیدن به پانزده سال قمری *هریک از این سه مورد علامت رسیدن به سن تکلیف است ونیاز به هرسه مورد نیست ****************************************** منبع :کتاب بلوغ نوشته حسنعلی میرزا بیگی خلاصه وتایپ :امیر حسین باباخانی




موضوع مطلب :


1   2   >   
313
درباره وبلاگ

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 4
کل بازدیدها: 2662



ساخت فلش مدیا پلیر